برداشت اول.
بعد از قبولی در دانشگاه به خودم قول دادم فعلا اسم ازدواج از این حرفا نزنم تا بعد از اتمام درس اما...
۲۷ اسفند ۸۶ که با دوستان راهی مشهد شدیم در راه ساعتی رو به بحث شیرین!!ازدواج پرداختیم...اما بحث تا روزی که بر می گشتیم یعنی ۵ فروردین۸۷ ادامه داشت...از ۶ فروردین هم تا ۱۳ فروردین هر جا می رفتم همه این موضوع رو پیش می کشیدن و دعا می کردند برای مزدوج شدن ما(انگار ۱۰۰سالمون بی زن موندیم!!!)خلاصه حالا که ما دست برداشتیم انگارمردم ول کن نیستن(البته خانواده نظرش با منه)
برداشت دوم
درس سخت باشه تو شهر غریبم گیر کرده باشی هنوز هم با کسی صمیمی نشده باشی...چی میشه...خدا می دونه.
برداشت سوم
شیعه ها در بین شیعه ها هم غریبن.! همین
برداشت چهارم
حقیقتا روز ملی هسته ای جای تبریک داره تو این فشارهای سیاسی داخلی و خارجی.
برداشت پنجم.
به خودم دو مرتبه و به شما توصیه می کنم حتما کتاب گل سرخ راجب شهید صیاد رو بخونید.
به فکر ماندن نباش! تنها خداست که می ماند.یا علی

